بچه که بودم همیشه آرزو داشتم یه تلسکوپ داشتم تا باهاش به آسمون نگاه میکردم . از همون بچگی هام هیچی به اندازه ی دیدن ستاره ها در شب بهم آرامش نمیداد . بزرگتر که شدم این عادت زل زدن به آسمون و ستاره ها برام معنا های تازه ای هم گرفت . 
من همیشه معتقد بوده ام ، این حقیقت که ما یک موجود ضعیفی هستیم - از بین میلیارد ها موجود زنده دیگه - ،که تنها و تنها در یک دوره 60-70 ساله ، روی کره کوچکی - از بین میلیارد ها میلیارد کره دیگه - ، که هزاران میلیارد سال قبل از ما بوده و احتمالن به همین اندازه -و یا بیشتر - هم بعد از ما هم خواهد بود زندگی میکنیم ، به اندازه کافی مستدل و مستحکم هست که به هر کسی که ادعا کنه، انسان مرکز و اساس و فلسفه وجودی کائنات ه لبخند بزنم و در دل براش آرزوی آگاهی کنم . من جدن معتقدم این ادعا که من ِ انسان با اینهمه ضعف و کاستی ، علت العلل آفرینش کیهان و هستی و به اصطلاح گل سر سبد آفریدگان هستم ، بیش و پیش از هر چیز دیگری ، توهینی است آشکار به قدرت مرموزی که در پس پشت اسرار نا گفته ی کیهان آرام گرفته و داره کار خودش رو میکنه و احتمالن به توهمات خام دستانه انسانی ، نیم نگاهی داره . البته انسان هم بیکار ننشسته و به قول حافظ * اگرچه به حقیقت دسترسی نداشته اما تا تونسته ره افسانه زده .
پی نوشت : آرزو میکتم خدا سلامتی بده اون کسی رو که سایت تلسکوپ فضایی هابل رو راه اندازی کرد تا من دست کم بتونم از این طریق یه گوشه ای از آرزو هایی دست نایافته دوران بچگی ام رو برآورده کنم .