تبليغاتX
صدای سکوت
خط خطی های دیجیتال من
 

 

امشب که به سایت بالاترین سر زدم  ِ به محض باز شدن صفحه پخش زنده  ِ در اولین نگاه متوجه شدم که به  مناسبت فرا رسیدن عید فطر ِ لوگوی سایت بالاترین تغییر کرده . انکار نمیکنم که با این حرکت فی نفسه موافقم چرا که نمیتونم این وافعیت رو  انکار کنم که خودم جزو کسانی بودم که به خاطرعدم اشاره به عید بزرگ نوروز  ِ به گوگل ایمیل زدم . اما از این نکته هم نمیتونم به سادگی بگذرم که اگر با اینکار بدون ذکر هیچ تبصره و ماده ای موافق باشم  ِ با این کارم مهر تاییدی زده ام بر این فکر که بالاترین به من ِ مسلمان ، بیشتر تعلق داره تا به فلان کاربر زردشتی یا مسیحی یا یهودی واین ( با صدای بلند میگم ) مصداق بارز انحصار طلبی ِ من خواهد بود .

لوگوی بالاترین به مناسبت عید فطر، به صورت موقت تغییر کرد

نمیخوام ساز مخالف الکی بزنم برای اینکه یه حرفی زده باشم . منفی باف هم نیستم که بگم باید تمام مظاهر هر چی دینه از زندگی محو کرد برای اینکه بعضی ها به نام اون دین ها خطا ها کرده اند .حرف من اما اینه که رعایت تمام این مساثل و حرمت نهادن به مقدسات دینی ِ اکثریت کاربران سایت بالاترین ، نباید نافی اصل مهمتری به نام رعایت بی طرفی و عدالت باشه . به بیان دینی اگه بخوام بگم این میشه که ترک واجب برای انجام مستحب غلطه ! من موکدن معتقدم که بالاترین به خاطر حفظ شان خودش هم که شده ، بهتره  مساوات رو بین مخاطبانش رعایت کنه . اما این رعایت مساوات الزامن به  این معنا نیست که به فرض عید فطر رو تبریک نگه . اصلن ! اتفاقن - همونطور که پیشتر گفتم - این اتفاق خیلی قشنگیه . اما  میتونه - و زیبنده تره که -  این رعایت عدالت به شکل مثبت لحاظ بشه . چه عیبی داره که بالاترین به مناسبت عید ِکاربران ِمسلمونش شکل شادتری بگبره ( اصل رعایت تنوع ) و ۲ هفته بعدش هم به مناسبت عید کاربران مسیحی اش و ۴ هفته بعدترش هم به خاطر عید کاربران یهودی  یا  زردشتی اش ؟ همه ی این شادیها اثر مثبتش به روی  من ِ به فرض غیر معتقد به هر کدوم این مذاهب هم  میگذاره . شادی که بد نیست *.  اما اینکه این تبریک و شادباش فقط در مورد مذهب اکثریت کاربران ( نگاه مثبت به این رویداد ) و یا دین مالکان بالاترین  ( نگاه منفی که شخصن به اون معتقد نیستم ) اتفاق بیفته به نظر من اصلن زیبنده یک جامعه مجازی که توسط جمعی جوان تحصیل کرده و دنیا دیده اداره میشه نیست ، چرا که شک نکنید حد اقل در همون روز این تبریک ، با یاد آوری این حقیقت که جنین اتفاقی در مورد  عید فلان کاربر مسیحی نیفتاده ، یک موج منفی توی ذهنش ایجاد میشه که اون رو به یاد دیواری میندازه که اوی ِغیر خودی رو از من و امثال من ِخودی جدا کرده . حالا سوال اینه که  آیا به صرف زدن یک لوگوی  تبریک ، دلگیر کردن تعدادی جوون ایرانی که از گوشه گوشه ی دنیا ، به عشق ارتباط با هم میهنان شون، توی این سایت دور هم جمع میشن ، حرکت قشنگیه یا نه !پاسخ به  این سوال البته به عهده ی مسئولان سایته نه من ِ کاربر عادی .
پیشنهاد من اما چیه ؟ اینکه در مرود سایر دین ها حداقل یک بار این حرکت رخ بده .... بعد از اون، اگر مسئولان سایت تمایل داشتند ( که با شور و علاقه ای که در اونها سراغ دارم فکر مبکنم تمایل داشته باشند ) , میتونن اینکار رو ادامه بدن وگرنه ، در عین رعایت کمال عدالت و بی طرفی، قضیه رو تعطیلش کنند . فراموش نکنیم که عدالت ، حایز آنچنان جایگاه رفیعی نزد  فطرت بشری ه که برای رعایت اون،  تعطیل کردن هرعمل زیبایی  ستودنی جلوه میکنه .


* شما ببینید الان توی دنیا فستیوال هایی برگزار میشه که مردم از سرتاسر جهان در اون حضور پیدا میکنند تا فرهنگ و آداب و رسوم خودشون رو به دیگران نشون بدن .مردم کشور میزبان هم با کلی ذوق و شوق توی اون مکان حاضر میشن تا با فرهنگ وآیین و رسوم دیگران آشنا بشن و ازموسیقی ها ؛ رقص ها ، خوراکی ها و نوشیدنی های ملتهای دیگه لذت ببرند . گفتگوی فرهنگ ها مگه چیزی غیر از اینه ؟ یادمه چند ماه پیش دوستمون آرش مطلبی نوشته بود درباره همچین فستیوالی توی کانادا . نمیدونین اونروز چقدر آرزو کردم که ای کاش منهم اونجا بودم چون هیچ چیز برای من به اندازه ی دیدن زیبایی های فرهنگهای دیگه جالب نیست .حالا اگه ما این شانس رو داریم که این گونه گونی و تنوع توی کشورمون تا حدودی وجود داره ( از نظر دینی - زبانی - فرهنگی ) چرا نباید قدرش رو بدونیم و ازش منتهای استفاده رو بکنیم ؟ آیا این نشون دهنده ی کمال کژ اندیشی ما نیست اگه به این فرصت به چشم مشکل نگاه کنیم ؟ من که فکر میکنم هست . فقط کافیه یه نگاه به آمریکا بندازیم تا متوجه بشیم که قدرتمند ترین کشور دنیا ، همون جاییه که از هر جای دیگه ای کمترادعای همگونگی و تک صدایی بودن داره !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 6:33  توسط آریو برزن  | 

 

 

کسانی که اندک آشنایی با علم حقوق دارند میدانند که قانون چون ماده ای خام است در دستان  مفسر آن . به دیگر سخن کسانی که قانون را تفسیرمیکنند چیزی دست کم از نویسندگان قانون ندارند تا جایی که گاهی اوفات دیده شده است که تفسیری که از یک قانون ارائه میشود ، ناقض نص آن است .

تا زمانی که هر کس تفسیر ویژه ی خود از قوانین را ملاک رفتار قرار دهد بود و نبود قانون تفاوت چندانی نمیکند چه تفاسیر گونه گون یک قانون ، قانون هایی گونه گون اند. .

اما اینها که گفتم چه ربطی به بالاترین دارد ؟ عرض میکنم . میدانیم که مدیران سایت برای دادن امتیاز منفی به یک لینک – بر خلاف امتیاز مثبت – کاربران را محدود کرده اند . به عبارت دیگرکاربران تنها
در صورتی مجاز به دادن رای منفی به لینک های ارسالی هستند که یکی ازایرادات مورد تایید مدیران سایت در آن لینک وجود داشته باشد . اینجاست که ارتباط این موضوع با پاراگراف نخستین مطلب آشکار میشود . چرا که بسیار رخ داده و میدهد که کاربرانی بنا به تفسیری خاص ، لینکی را  مستحق دریافت امتیاز منفی بنا به یکی از موارد انتخابی میدانند در حالی که شخص دیگری چنین اعتقادی ندارد و طبیعتن یکی از ایندو در اشتباه است . نکته اینجاست که از نظر گاه  هر یک از این دو کاربر اگر به موضوع نگریسته شود ، ریشه هایی از منطق در دوسوی این مناقشه یافته خواهد شد .
اما چاره چیست ؟ به بیان دیگر چه باید کرد تا دیگر چنین چیزی روی ندهد ؟ به باور من راه حل میتواند ارائه ی تفسیری روشن و دقیق از قوانین باشد . به دیگر سخن برای آنکه مشخص شود کدام کاربر قانونی رفتار میکند و کدام غیز قانونی ، باید در گام نخست تفسیری روشن از قوانین کلی و مبهم سایت ارائه شود و در گام دوم برای کاربرانی که از این قوانین تخلف میکنند ( و از آنها بدین دلیل شکایت شده است ) اقدامات تنبیهی انجام شود *.
صاحب این قلم چه به لحاظ سابقه حضور و عضویت در سایت ، چه به لحاظ میزان اعتبار شناسه کاربری و چه به لحاظ سطح معلومات و آگاهی ، خود را شایسته ی ارائه  اظهار نظر در این باره نمی داند اما تنها از جهت ارائه ی  پیشنهادی به عنوان فتح باب بحث، برای گرامی مدیران سایت ، سروران و عزیزان پیش کسوت وصاحب اعتبار و سد** البته تازه کاربران ِ خوش فکر و صاحب نظر ، یک نمونه عرض مینماید :
میدانیم که یکی از موارد ی که دادن امتیاز منفی به یک لینک مجاز دانسته شده است ، موردی است تحت عنوان « تیتر با توضیح نامناسب » اما هیچ تا بحال فکر کرده اید که این نا مناسب بودن به چه معناست و چه توضیحی نا مناسب است ؟
1-توضیحی که نظر شخصی در آن لحاظ شده باشد و موافق با محتویات لینک نباشد و یا سعی در جهت دهی به محتویات لینک داشته باشد ( بیشتر در لینکهای سیاسی و اجتماعی )
2-توضیحی که سعی در فریب مخاطب داشته و به نوعی سعی در کلیک دزدی داشته باشد ( بیشتر در لینکهای سرگرمی )
3-توضیحی که بسیار ناقص و نا گویا باشد (معمولن نشان دهنده ی این است که شخص ارسال کننده ی لینک ، خود،  مقاله را نخوانده است و فقط و فقط هدفش ارسال سریعتر لینک به هر قیمت بوده است )
4-توضیحی که حاوی الفاظ رکیک و زننده باشد .
.....
شکی نیست که شما نیز با کمی اندیشه میتوانید به این لیست مواردی  بیافزایید .

بی گمان قانون و نقش آن در شکل دهی به مناسبات اجتماعی یکی از اصلی ترین نشانه های یک جامعه ی متمدن است

اینکه هر کسی با کدام یک از این موارد موافق و با کدامیک مخالف است نشانگر عمق ناگویایی قوانین سایت در همین یک نمونه ی مورد اشاره است . همین امروز لینکی را دیدم که بحثی در همین زمینه در پای آن شکل گرفته بود و اتفاقن عامل انگیزه ساز حقیر از نگاشتن این چند خط نیز همان لینک بود . نگارنده معتقد است که اگر کاربران برجسته و پیش کسوت  و مدیران دانا ی سایت در باره ی گوشه های تاریک و مبهم قوانین سایت ، نگاهی دقیق وموشکافانه افکنده ، حاصل را به نظر عموم کاربران برسانند تا بسان سایر مسایل و مشکلات سایت به دست ِهنرمند ِمحک ِآرای عمومی از ایرادات احتمالی پیراسته گردد ، آنچه که بدست می آید ، قانون نامه ای است مدون و متشکل ، که حاوی قرائتـی دقیق و غیر قابل گریز در باره مسائل و مشکلات کاربران در برداشت صحیح از قوانین است و به رفع قسمت اعظم سوء تفاهم ها و اختلافات، کمک شایانی خواهد کرد . امیدوارم که به کمک چنین اقداماتی، سایت بالاترین روز به روز ما را در یاد گیری مهم ترین بنیان دموکراسی که همانا « حاکمیت قانون » است یاری نماید و این میسر نیست جز با داشتن قانونی پیراسته و شایسته .


* - به باور حقیر نباید این اقدامات تنبیهی را به بستن شناسه یک کاربر محدود کرد . بلوکه کردن شناسه کاربری در هنگام احراز سوء رفتار یک کاربر تا حدود زیادی شبیه بریدن زبان یک انسان به جرم فحاشی است . نگارنده پیشنهاد میکند که علاوه برفاکتوری که تحت عنوان اعتبار کاربرتعریف شده است ، پارامتر دیگری تحت عنوان پیشنهادی ِ« قانون مداری » و یا  « میزان احترام به قانون » تعریف شود و بسان انرژی روزانه ، بر حسب میزان فعالیت ، برای کاربران مختلف به طور روزانه شارژ شود و در ازای هر رقتار خلاف قانون -  اعم از رای منفی یا مثبت غیر قانونی و یا پی نویس ( کامنت ) توهین آمیز یا زننده ای که از طریق کاربران به مدیران گزارش شود ، مقداری از امتیاز قانون مداری آن کاربربه طور اتوماتیک کسر شود . این شاخص که خود میتواند ( و باید ) در تابع میزان اعتبار کاربر یه عنوان یکی از پارامتر های اصلی  با رابطه ای مستقیم ، دخیل و سهیم باشد ، به دلیل اهمیت ویژه خود ، بهتر است که به شکل جداگانه ای در پروفایل کاربر و در کنار« میزان اعتبار» و « میانگین رای لینکها » ی  او نمایش داده شود .
تردید نکنید که همین رقابت در بالا بردن میزان قانون مداری ، نه تنها کمک شایانی به قانونمند تر شدن رفتار کاربران سایت خواهد کرد، بلکه در هدف غایی همه ی ما ، که همانا آموختن جایگاه ویژه و ارجمند قانون در یک زندگی متمدنانه است نقش مهمی ایفا خواهد نمود . به امید روزی که قانونی خوب و مردمی قانون مدار داشته باشیم  .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 21:14  توسط آریو برزن  | 

 

حقیقت این است که اگر خدایگانان بالاترین تصمیم به چنین اقدامات اصلاحی گرفته و میگیرند ، به این خاطر است که به حق احساس میکنند که بالاترین از شکل آرمانی خود ، آنسان که در نظر داشته اند ( به عنوان مالکان و طراحان حقیقی سایت ) خارج شده است . از همین روی چون هرآفریننده دیگری می کوشند  به هر نحوی ، مخلوق خویش ، این نهال نو پای را حتا با کمک چوبهایی! حایل به سمت درست بر گردانند . اما متاسفانه باید اعتراف نمود که این راهی که  برگزیده اند راهی صحیح نیست . از اطاله ی کلام میپرهیزم و گزیده میگویم .
دوستان عزیز ، آقایان مهدی ، رضا و عزیز گرامی ! گروه های انسانی را به صرف تغییر قانون نمیتوان اصلاح کرد . تغییر قانون زمانی که با تغییر فرهنگ همگام نباشد ، حاصلی جز بی توجهی به قانون ( در صورت امکان ) و در غیر اینصورت دور زدن آن و یا ترک جامعه در پی نخواهد داشت . میبینید که هیچ یک از این گزینه ها مطلوب نیست ؛ به ویژه برای جامعه ای چون سایت بالا ترین که همه ی حیاتش را مدیون کاربرانش است . بهتر از من میدانید که حتا کاربرانی که ادعا هایی نا درست داشته و حرفهای غیر منطقی میزنند نیزبه جهت خلق فضای بحث - به خاطر دفاع از موضوعات چالش بر انگیز- ، نقش مهمی در رشد این سایت دارند . پس منطقی است که بالا ترین به گونه ای رفتار ننماید که دافعه اش برای جاذبه اش کُـری بخواند .

آیا سوء استفاده های اقلیت ، توجیه کننده ی مناسبی برای بستن درهاست ؟ آیا نباید با رعایت حرمت و قداست آزادی ، برای حل مشکلات ، راههای دیگر را آزمود؟

از دیگر سوی اما مشکلات سایت نیز چیزی نیست که نیاز به برخورد را توجیه ننماید . رفتار های برخی کاربران قانون شکن که گویی تنها و تنها دنبال بهانه ای برای منفی دادن به کاربرانی خاص هستند و اکر آن بهانه لازمه را نیابند
به خاطر اینکه تلاشی کرده اند و نتیجه نگرفته اند لاجرم احساس میکنند وقتشان تلف شده و منفی خود را موجه می یابند ، بدون تردید نیاز به برخورد دارد . خاطرم هست همان زمان که گزینه ی « وقت تلف کنی » به گزینه های منفی دهی افزوده شد اشاره کردم که تبعات مثبتی که از این گزینه بر خواهد خواست در برابر تبعات منفی آن هیچ است و امروز بعید میدانم کسی باشد که آثار منفی رای های منفی « وقت تلف کنی » را بر لینک هایی خوب اما با اندیشه ی متفاوت ندیده باشد .
سخن کوتاه میکنم که اگر به راستی سر آن دارید که  بالاترین را اصلاح کنید ، چاره ی آن بستن دستان همه ی کاربران اعم از صالح و طالح نیست چرا که تردید نکنید که این تنها صالحان هستند که به قوانین تازه ی شما احترام خواهند گذاشت و همانها که شما را وادار به چنین برخوردی کردند ، برای بی اثر نمودن ترفند جدیدتان نیز چاره ای خواهند اندیشید و این روند ادامه خواهد یافت تا آنجا که دیگر جایی برای نفس کشیدن هم نماند . اینکه پس  راه چاره چیست اما ، در حوصله ی این نوشتار نیست چه تمام آنچه این قلم بر آن بود که بازگوید اینست که برای رفع نشتی های زورق جوامع نو دموکراتیک در میان امواج خروشان سوء استفاده کنندگان از آزادی ، باید عقلا و فرزانگان  را به یاری طلبید و از توان ذهنی و فرهی  آنان بهره برد برای ارتقای فرهنگی محیط  ، نه اینکه از خیر دریانوردی در آبهای « آزاد » گذشت .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 16:31  توسط آریو برزن  |