تبليغاتX
صدای سکوت
خط خطی های دیجیتال من
به تازگی و پس از کامنت بحث برانگیزی که یکی از مدیران سایت بالاترین از خود برجای نهاد، جنجالی در این سایت به راه افتاده است که اگر آنرا کودتا نام ننهیم، بی تردید انقلاب نام مناسبی برای آن است.

حقیقت این است که بالاترین سایتی است که توسط کاربرانش اداره می شود و اگر قانون ها توسط کاربران به صورت سازمان یافته نقض شود، چیزی از قانون و سایت باقی نخواهد ماند.
اما اینکه قانون های خام و ناپخته سایت چگونه باید اجرا شود ( به شیوه حداقلی یا حداکثری ) همیشه بحثی بوده است که میان کاربران وجود داشته است. این بحث تازه ای هم نیست که آنرا معلول افزایش تعداد کاربران بدانیم . همان زمانی که در بالاترین تعداد کاربران به زور سه زقمی می شد نیز این بحث وجود داشت که معیار رای دادن چیست؟
آیا به هر لینکی که نافض قوانین نیست باید رای مثبت داد؟
آیا به هز لینکی، فارغ از آنکه فرستنده اش تازه کار است یا قدیمی، اگر ناقض قوانین است، باید رای منفی داد؟  و بسیار پرسش های دیگر

اما در این یادداشت، سر آن نیست که به این موضوع بپردازم . روی سخن من با آن دوستان و یارانی است که در واکنش به کامنت رضا، در اقدامی احساسی، شروع به دادن رای مثبت به لینک های مشکل دار کرده اند به این بهانه که قانون ضمنی است ( جمله ای که رضا در کامنت خود آورد)

راستش را بخواهید من با دیدن این واکنش سراسر احساساتی، یاد سرنوشت تاریک تاریخ سیاس ایران طی سده اخیر افتادم . 
مردم ما نیز در طول تاریخ نشان داده اند که همیشه به گاه مشاهده ی ایرادات، به جای آنکه در جهت رفع آن عیوب، به روشهای صلح آمیز و کم هزینه بکوشند، ترجیح داده اند کلیت سیستم را دچار تلاشی و آنارشیسم نمایند. گویی رسالتی عظیم برای خلق بی نظمی و انقلاب بر دوش خود حس می کنند!

بسیاری از کسانی که روی سخن نگارنده در این نوشتار اند ، خود جزو کاربران بسیار خوب و محترم بالاترین اند و تقریبن تمامی آنان نیز از دوستان و عزیزان این حقیرند . اما از آنجا که دو سال است مهمان بالاترین هستم و آشنایی با همه ی آن عزیزان و یاران را نیز مدیون این سایت، بر خود روا نمی دارم که این حرف را نگویم هرچند که مستلزم نقد دوستانم باشد:

ای دوستان گرامی!
ای عزیزانی که در دغدغه ی قانون داشتنن تان تردیدی ندارم.
آیا بهتر نبود به جای آنکه در واکنش به کامنت رضا، در و تخته را به هم بکویید و آنارشی به راه اندازید، نظر انتقادی تان را به مدیریت سایت منعکس می کردید تا آنها نیز در وبلاگ بالاترین توضیحی می دادند و احیانن در توضیحیه ای آن کامنت را نظری شخصی و غیر مرتبط با قانون اساسی سایت معرفی می کردند؟
آیا بهتر نبود به جای رای مثبت دادن به لینکهای مشکل دار،  دست کم از رای دادن به آنها خودداری می ورزیدید و دلیل منفی ندادن خود را،  آن کامنت رضا معرفی می کردید ؟ آیا اگر از هزینه انتقاد اصلاحی میکاستید گناه بود؟
چرا ما ایرانی ها همیشه کم هزینه ترین راه ( انتقاد در جهت اصلاح ) را وامیگذاریم و به تخریب سیستم همت می گماریم ؟ چرا همیشه جو گیر می شویم و سامانه ای را که خلاف میلمان باشد، نابود می کنیم؟ 

حالا بیایید از زاویه ای دیگر بنگریم:
آیا فراموش کرده ایم که رضا هم یک انسان است مثل من و شما، که ممکن است کامنتی بگذارد که غلط باشد؟
آیا از یاد برده ایم که او هم درمعرض خطاست و شاید از کامنت خود با گذشت ثانیه ای پشیمان گردد؟

ای کسانی که همه دم از قانون اساسی و دموکراسی و تقدم قانون بر مجری و قانونگذار در نظام های سیاسی برتر میزنید!
آیا از یاد برده اید که رضا قانون اساسی بالاترین نیست؟
رضا حتا قانونگذار بالاترین هم نیست که قانون گذار آن در طول این دو سال گذشته، خود من و شما بوده ایم !
آیا از یاد برده اید که این رضا ی بینوا که او را گوشه رینگ انداخته ایم، حتا موسس بالاترین هم نیست که حتا اگر مهدی یحیا نژاد نازنین هم چنین خطایی مرتکب می شد باز هم روا نبود چنین اقدامی از سوی شما، چرا که او هم انسان است و در آستانه خطا و اشتباه و در نظامی دموکراتیک، که مدعی آنیم مشغول تمرین آن در قالبی مجازی در سایت بالاترین هستیم، حتا موسس نظام ( مهدی یحیی نژاد ) هم در برابر قانون اساسی نظام، از اعتباری حقوقی برخوردار نیست. 

آیا هنوز هم بر این باورید که بهترین راه را برگزیدید؟ آیا این است تعریف شما از دوست داشتن و تعلق خاطر به بالاترین ؟

مرا ببخشید یاران و سروران!
اما بالاترین به صورت اخص و ایران به صورت اعم، با وجود چنین قانون مداران و دوستداران و عاشفانی که به اندک ناملایمتی و کوچک آزردگی و خرده اشتباهی، تیشه به ریشه اش زنند و کلیت آنرا زیر سیل تازیانه شدید ترین ضربات قراردهند، نیاز به هیچ دشمنی و بدخواهی ندارد.

راستش را بخواهید امروز به عینه دیدم و فهمیدم ، که چرا زودتر از بسیاری از کشورهای جهان، صاحب مجلس و قانون اساسی شدیم و اما در حالی که دیگران امروزه صاحب دموکراسی اند و قانونی محترم و صاحب قدر و قدرت،  ما همچنان پس از سد سال فقط برای مشروطه مان سالگرد میگیریم : چرا که ما مردمانی انقلابی هستیم !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 15:56  توسط آریو برزن  | 


همه چیز از یک کامنت شروع شد ، جایی که من با دوستی – آنا ماریا - که ساکن کشوری است که من همیشه علاقمند به زبانش و آب و هوایش و غذاهایش بوده ام ، یعنی ایتالیا ، مشغول چاق سلامتی – عمل ممنوعه ولی بسیار شیرین در بالاترین - بودم . این دوست سابقن بالا اولی که اکنون به نظرم جزو کاربران خوب بالاترین است داشت به من تلفظ درست سلام و احوال پرسی در زبان ایتالیایی را یاد میداد و ما هم بی خبر از همه جا و با نیت به خیال خودمان خیر ِ بیشتر دیده شدن لینک این دوست در پخش زنده ، چت را کش میدادیم ، غافل از اینکه این عمل شنیع !! نه تنها باعث بالا رفتن فشار خون تیم بالادار خواهد شد (چشمک ©) بلکه انرژی ناچیز و محدود آنا ماریای عزیز را نیز رو به فنا خواهد برد .

جان سخن نیز دقیقن در همین جاست . همه ی کسانی که اعتبار شناسه شان از مرز 30 – 40 هزار گذر کرده میدانند که میزان انرژی که روزانه برایشان شارژ میشود در موارد بسیاری ، بیش از نیاز روزانه شان است . به بیان دیگر انرژی شارژ میشود ولی فعالیتی صورت نمیگیرد چرا که انگیزه ها کمتر از روزهای آغازین فعالیت است . در سوی دیگر اما ، بالا اولی هایی هستند که انگیزه بسیاری برای فعالیت دارند اما اعتبار اندک ِشناسه شان اجازه دریافت انرژی زیاد از سامانه بالاترین را نمیدهد ، لاجرم با اندک فعالیتی با منفی شدن انرژی روزانه مواجه میشوند که این خود معضلی سیستماتیک برای سایتی است که پیشرانه اش فعالیت کاربرانش است .
راههای مختلفی میتوان برای رفع این مشکل اندیشید که شاید دم دستی ترین آن افزایش شارژینگ عمومی انرژی باشد . به باور من اما این راه درستی نیست چرا که این افزایش اعتبار عمومی ، میتواند به جهت وجود آیدی های تکراری و نیز قانون شکنی های غیر عمدی که عمومن در میان بالا اولی ها شایعتر است ، سطح کیفی سایت را تنزل بخشد .
پس چاره چیست ؟ به نظر من بالاترین میتوانیست تدبیری اتخاذ کند تا برخی کاربران میتوانستند به یکدیگر انرژی قرض دهند . با چنین آپشنی نه تنها مشکل کاربران خوب و قانون مداری که تازه به سایت پیوسته اند حل میشد و میتوانستند با حضور بیشتر و پررنگتر خود به غنای سایت کمک کنند ، بلکه از آنرو که این افزایش انرژی به شکل هدفمند – و نه کور – صورت میگرفت ، مشگلی چون افزایش فعالیت کاربران ضعیف و قانون شکن نیز بروز نمیکرد .چرا که کاربران پر انرژی و با سابقه طبیعتن انرژی خود را به کاربرانی قرض خواهند داد که فعالیت آنها را مفید به حال سایت تشخیص دهند . این اقدام البته بی تردید پیش زمینه های فنی میطلبد که مسلمن هم اکنون فراهم نیست ، اما در صورتی که از سوی مدیران و خرد جمعی بالاترین ، ایده آن مورد توافق و پذیرش قرار گیرد ، بی تردید در کوته زمانی مقدمات فنی آن انجام خواهد شد و بالاترین گامی دیگر در جهت هوشمند شدن سیستم مدیریتی اش برخواهد داشت علاوه بر اینکه چنین اقداماتی نه تنها در بسط و گسترش روابط انسانی موجود در سایت موثر خواهد بود بلکه سبب تشویق کاربران تازه به رعایت قانون و احترام به آن، باهدف برخورداری از آپشن های تشویقی اینچنینی خواهد شد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 18:55  توسط آریو برزن  | 

کد خبر : 13/13

مهدی یحبی نژاد بنیانگذار سایت بالاترین روز گذشته اعلام کرد : « در زاستای اجرای سیاست های عدالت محورانه و به منظور بذل توجه ویژه به قشر محروم و ستمدیده ی کم اعتبار بالاترین ،طی هفته ی آتی از میزان اعتبار بسیاری از بالا اعتبار های مرفه بی درد که به ناحق و با استفاده از رانت های پیدا و پنهان انبوهی از اعتبار و انرژی را گرد آورده و بر آن نیز لحظه لحظه می افزایند خواهیم کاست و به صاحبان واقعی آن که همانا کم اعتبار های مظلوم و ستمدیده هستند خواهیم داد . » به گزارش خبرنگار سیزده نیوز ، روز گذشته و در کنفرانس مطبوعاتی که یحیی نژاد به همین منظور ترتیب داده بود مکانیزم این انتقال قدرت و اعتبار بدین شکل اعلام شد : « ما یک صندوقی تشکیل داده ایم به نام صندوق مهر مهدی با آدرس ایمیل mehr_of_mehdi_sondough@balatarin.com که هر کدوم از بالا مظلومان و بالا ستمددیگان که به این صندوق ایمیل بزنند یک پرونده براشون تشکیل میدیم و طی یک هفته آتی به ایشون اعلام میکنیم که چقدر از حقوق چپاول شده شون رو میتونیم از حلقوم این جباران ستمگر بالااعتبار بیرون بکشیم » . یحبا نژاد در پاسخ به خبرنگار سیزده نیوز که از ایشون در مورد منبع تامین این اعتبار های تخصیصی به بالامظلومان و بالاستمدیدگان سوال کرده بود اقزود : « اولن که کی گفته ما حتمن باید اعتبار رو از جایی تامین کنیم ؟ هدف ما خدمت به بالامظلومین و اینکار رو هم خواهیم کرد . ما آمده ایم تا فعل توانستن رو صرف کنیم » !!! یحیی نژاد در ادامه و در واکنش به پرسش خبرنگار ما که اتخاذ چنین سیاستی را تورم زا توصیف کرده و سبب تهی شدن واژه اعتبار از مفهوم دانسته بود افزود : « اینها همه دسیسه های بیگانگان ه که توی کتب دانشگاهی توی کله شما کرده اند . کی چنین حرفی زده ؟ برید از اون بالامظلوم ها و بالا بی اعتبار ها بپرسید تا بهتون بگن این سیاست های عدالت محور ما کار درستیه یا نه . کی گفته جان مینارد کینز بهتر از من میتونه درک کنه چه بالا سیاست اقتصادی درسته و چه بالا سیاستی غلط ؟ » در پایان این مصاحبه یحیا نژاد طراح این صندوق را نیز به خبرنگاران معرفی کرد : « رضا » . به همین منظور و با هدف کسب اطلاعات بیشتر در باره صندوق مهر مهدی با طراح آن ، رضا ، که به cool نیز مشهور است ، تماسی برقرار کردیم و درباره منابع تامین اعتبار های تخصیصی به بالامظلومان سوال کردیم . رضا در این باره گفت : « برنامه اصلی ما این ه که فقر ِاعتبار رو از جامعه بالاترین ریشه کن کنیم و به همین منظور تصمیم داریم از اعتبار های جمع آوری شده توسط بعضی از این بالا اعتبار های مفت خور بگیریم و به صاحبان اصلی اون یعنی بالا مظلومان برگردونیم .« رضا در ادامه و در توضیح برنامه اش گفت : « ببینید قصد ندارم از شخص خاصی نام ببرم اما بعضی از این بالااعتبار ها هستند که علنن سلاح سرد حمل میکنند و این رو با کمال پر رویی توی آیدی شون هم اعلام میکنند ، یا یعضی ها هستند که با کمال وقاحت خودشون رو منتسب به سرداران و نظامیان نظام های طاغوتی سابق میکنند ، یا بعضی از این کاربر ها هستند که خودشون رو پشت شخصیت های کارتونی امپریالیستی پنهان کرده اند و ادعای تیز بازی شون هم میشه ، یا بعضی ها شون هستند که با کمال بی شرمی نامهای مقدس رو با نام های ضاله ای چون شاه آلوده کرده اند ، برخی دیگه هستند که علنن خود رو منتسب به کشور های بیگانه کرده اند ، یا بعضی از این ها هستند که چهره خبیث شون رو پشت نامهای میوه و درخت و جک و جونور پنهان کرده اند و خیال کرده اند ما اونها رو نمیبینیم و متوجه تحرکات مشکوک و مرموزشون نیستیم ! اما من در همین جا اعلام میکنم که دست تک تک شما برای ما رو ه و به حساب یکایک شما بالا مفت خور های شیطان صفت و پلشت دون صفت در وقت مقتضی اش میرسیم » .

پایان خبر /
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 2:8  توسط آریو برزن  | 


بسیار خوشحالم که پس از مدتها راه ورود خونی تازه در رگان بالاترین ، این محبوب ترین سایت وب دو ی ایرانی باز شد و شایسته است در همین جا و به نیابت از همه ی کاربران قدیمی تر سایت ورود اعضای جدید را به این سایت دوست داشتنی شاد باش و خوش آمد بگویم . اما همانگونه که انتظار میرفت ، این تغییر و تحول ، همچون هر نمونه ی دیگری ، تنها عواید نیک و مثبت در پی نداشته است . متاسفانه در همین چند روز اخیر ، دیده شده اند اندک کاربرانی که به عمد یا به سهو ، بالاترین را محملی یافته اند برای تبلیغ وبلاگ و سایتهای شخصی خود . بهانه ی این نوشتار نیز چیزی جز این نیست که به آن جمع اندک یاد آور شود که مطابق ( قوانین ارسال لینک : ۵ - از دادن بیش از دو لینک به یک وب‌سایت در یک روز خودداری کنید. )
در
لینک اعتراض آمیزی که اخیرن در همین ارتباط ارسال شده و همینک جزو لینکای بسیار پر امتیاز سایت است (تاکیدم بر روی پر امتیاز بودن از این روست که دوستان متخلف توجه داشته باشند که این کار شان پتانسیل ایجاد جو منفی برای خود و سایتشان را داراست ) دوستان هر یک اظهار نظر خاصی نموده اند .
رضا ، یکی از مدیران بالاترین نیز در همین ارتباط کامنتی گذاشته است .این نشان دهنده این است که نسبت به اجرای این قانون مفید ، در سطح مدیران نیز ، همچون کاربران ، حساسیت وجود دارد . از همین رو من نیز در همین ارتباط چند پیشنهاد عرض میکنم :
تردید ندارم که بهترین راه حل این است که کاربران متخلف ، به خود بیایند و دست از قانون شکنی بردارند و به حقوق سایر کاربران احترام بگذارند ، اما این ، مسلمن و به هیچ روی به این معنا نیست که اگر آنها نخواهند که رویه خود را تغییر دهند ، هیچ راهی برای برخورد قانونی وجود ندارد. در زیر چند نمونه آن را میبینید :

1- کنترل اتوماتیک : به بیان ساده تر کدی نوشته شود و به برنامه سایت الحاق شود ، که یه گاه ارسال هر لینک ، یو آر ال آن لینک را با یو آر ال لینک های 24 ساعت اخیر همان کاربر مقایسه کند واگربیش از دو مورد رد یابی شد ، اجازه ارسال لینک را ندهد .

2- کنترل از سوی کاربران : اگر انجام روش قبلی در شرایط فعلی مقدور نیست این روش هم میتواند کارایی لازمه را داشته باشد بدین معنا که توسط مدیران ، در گزینه های منفی دادن به لینک ، گزینه تازه ای اضافه شود تحت عنوان "سومین لینک پی در پی از یک منبع " و یا عنوان بسیار بهتر " نقض بند 5 قوانین " که این گزینه باعث میشود که هیچ کاربری جرات نکند در یک روز ِ بالاترینی *، بیش از دو لینک از یک سایت ( یا وبلاگ ) پست کند .دلیل اینکه معتقدم این عنوان دوم بسیار بهتر است از اینروست که با اینکار ،کاربران به مرور سوق داده خواهند شد به سمت آشتی با صفحه راهنمای قوانین و بعد از باز کردن صد ها باره ی صفحات داخلی بالاترین ، کنجکاو خواهند شد که سری هم به این صفحه ی مهجور سایت بزنند و از محتوای آن آگاه شوند و آگاهانه تر از سایت استفاده نمایند .

3- راه حل سوم هم که البته من توصیه نمی کنم ، تنبیه کاربران متخلف به روش تحریمی است بدین معنا که کاربرانی که این قانون را نادیده میگیرند ، برای مدتی ( مثلن یک هفته ) حق ارسال لینک از ایشان سلب شود و فقط بتوانند در سایت فعالیت کامنتی و رای ی داشته باشند.



* - مقصود از روز بالاترینی یعنی 24 ساعت گذشته از لحظه کنونی . بد نیست دوستان تازه وارد به سایت بدانند که بالاترین مقید به زمان رسمی هیچ کشور خاصی نیست و زمان در این سایت به صورت نسبی تعریف میشود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 12:8  توسط آریو برزن  | 

موضوع مشکلات سرور بالاترین دیگه موضوعی نیست که نیاز به مقدمه چینی و احیانن طول و تفصیل دادن برای بیان و روشن شدن شرایط داشته باشه . این مشکلیه که کاربران بالاترین همه روزه یهش دچارند . اما چاره چیه ؟ حقیقت اینه که من از مسائل فنی کار اطلاعی ندارم واسه همین هم نمیتونم نظر بدم اما توضیحاتی که گه گاه رضا یا عزیز یا دچار ار ضرورت اصلاح کد ها میدن نشون دهنده اینه که بالاترین نیاز به چندین ده ساعت کار فشرده و بلا وقفه مدیرانش داره ؛ چیزی که ظاهرن فعلن میسر نیست چرا که وضعیت سایت داره روز به روز بد تر ( به بیان گویا تر باید گفت فجیع تر ) میشه .
اما به نظر حقیر یک بخش هایی از این بار میتونه بدون دخالت مدیران سایت از دوش سرور سایت برداشته بشه . در زیر به چند نمونه اش اشاره میکنم . خوشحال میشم نظر مدیران سایت و کاربران درد کشیده رو هم در این باره بدونم : 1- کاربران فعال و قدیمی تر سایت از ارسال لینک برای مدت رمان خاصی ( مثلن یک هفته برای شروع ) صرفه نظر کنند .حقیقت اینه که قسمت عمده ای از لینک های ارسالی توسط کاربران قدیمی و فعالتر ارسال میشه و در نتیجه این تغییرشرایط بار زیادی رو از دوش سرور بر میداره . شک نکنید که این اتفاق ، روی کیفیت لینک های تازه بالاترین اثر چشم گیری خواهد گذاشت ، اما ایرادی نداره ، بذار کیفیت افت کنه ؛ مهم نیست ! کمترین فایده اون شاید این باشه که با افت کیفیت بالاترین ، مدیران سایت به ارزش واقعی سرمایه ای بنام کاربران ثابت و پی گیر سایت پی ببرند 2- بخش های از سرویس های سایت به صورت موقت از سوی مدیران به حال تعلیق در بیاد . گمون نکنم کسی که با اون پیام مشهور کذایی بارها و بارها روبرو شده باشه ، نااراحت بشه اگه بهش گفته بشه اون پیام رو دیگه نشونت نمیدیم اما در عوض سایت دیگه سرچ نخواهد داشت ، یا مثلن لینک های مختلف سایت ( اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ) به تفکیک نمایش داده نمیشن . 3- یکی از بخش های سایت که بی تردید بار زیادی رو روی سرور تحمیل میکنه قسمت "پخش زنده" سایت ه که به نظرم جذاب ترین بخش سایت هم هست چرا که به کمک اون به سادگی میتونی متوجه بشی چه کسانی الان در سایت فعالیت دارند . به عنوان آخرین راه حل میتونم پیشنهاد کنم که مدیران تا موقعی که مشکلات سایت رو رفع کنند پخش زنده سایت رو تعطیل کنند تا سرور کذایی سایت یه ذره کمر راست کنه و ما هم اینقدر زجر نکشیم . مطمدنم که بعضی ها از این پیشنهاد های من خوششون نمیاد و اونها رو راه حلی خواهند دونست برای تسکین درد و نه درمان آن ، که تنها اثرش اینه که باعث میشه ، از سوی مدیران ، در رفع عیب سایت و برطرف کردن اون ، تاخیر و تعلل بیشتری صورت بگیره ، اما دوستان عزیز بالا باز من ! باور کنین منهم از دیدن سایت بدون پخش زنده لذت نمیبرم اما بیایید واقع بین باشیم ؛ آیا یه پیکان لکنتی 48 که بنزین داره ، وقتی که توی سرما و کولاک شدید گیر کردید ، بهتر از یه رولزرویس بدون بنزین نیست ؟ پس بیایید ، همه با هم ، به ورژن  نخست بالاترین ، آری بگوییم !

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 22:3  توسط آریو برزن  | 

 

خبر شوک آور بود . بی نظیر بوتو ترور شد . بی اختیار منتظر بودم که گوینده اینطور ادامه بده که ترور نا فرجام بوده ؛ انتظارم اما متاسفانه بی نتیجه بود . بانوی مبارز پاکستانی کشته شده بود . شاید این حرف کمی بی ربط به نظر بیاد اما این خبر بسیار ناراحتم کرد . بی نظیر بوتو نشون داده بود که نقش ش در معادلات سیاسی کشور پاکستان بسیار مثبت ه . همین که به محض ورودش به این کشور ، ژنرال مشرف مجبور به واگذاری بخشی از قدرت مطلق اش -فرماندهی ارتش - به دیگر بازیگران سیاسی شد ؛ همین که به محض بازگشت ش به پاکستان گروه های تند روی اسلامیست این کشور تهدید به ترورش کردند ، به گمونم برای کسانی که پی گیر مسائل سیاسی هستند کافی ه برای در یافتن جایگاه خاص این خانم حقوق دان و سیاست شناس در اتمسفر سیاسی اون کشور .
خانم بوتو که در سال ۱۹۵۳ در خانواده ای سیاسی به دنیا آمده بود . تحصیل کرده ی آمریکا ( هاروارد - حقوق ) و بریتانیا (  آکسفورد - حقوق بین الملل و دیپلماسی ) بود . پدرش ذوالفقار علی بوتو  رییس جمهور اسبق پاکستان بود و همسرش نیز آصف علی زرداری عضو مجلس ملی اون کشور  .

بی نظیر بوتو ، ذوالفقار علی بوتو ( پدر بی نظیر ) و خانم ایندیرا گاندی

خانم بوتو عصر امروز درحالی توسط دو بمب گزار انتحاری ترور شد که خبرگزاری ها مدعی شدند که پیش از انفجار بمب با شلیک دو گلوله در ناحیه گردن ، ایشون کشته شده بوده .
متاسفانه هنوز مشخص نشده این ترور کار کی بوده . طالبان ؟ طرفداران ضیاء الحق ؟ دار و دسته ی ژنرال مشرف ؟ گروه های اسلامیست تند رو ی دیگه ؟ امیدورام به زودی مشخص بشه . اما چیزی که از الان مشخص ه اینه که معادلات سیاسی کشور پاکستان کاملن به هم خواهد ریخت و این کشور به راحتی یک فرصت بزرگ رو برای گام برداشتن به سوی تحقق دموکراسی از دست داد .
هنوز چند ساعت نگذشته که محمد نواز شریف - دیگر رهبر اپوزیسیون - در اقدامی هوشمندانه ، انتخابات آتی رو تحریم کرد ؛ هوشمندانه که میگم منظورم  از این نظر ه که احتمال زیادی وجود داره که حامیان بوتو با نواز شریف - دیگر رهبر اپوزیسیون - علیه دیکتاتوری مشرف و طالبانیزم اثتلاف کنند . 
شکی نیست که تروریست ها امشب از به ثمر نشستن نقشه شومشون بسیار خوشحالند . اما چیزی که اونها ازش غافل اند اینه که بی تردید این آتشی که امروز داره اردوگاه طرفداران بوتو رو میسوزونه ، در آینده نزدیک  به اردوگاه های رقیب نیز در خواهد افتاد . این قاعده ی بازی ه .


تصویر : منبع : تایم .... تاریخ تصویر : ۱۹۷۲ - توضیحات : بی نظیر بوتوی جوان در کنار پدر ایستاده است . ذوالفقار علی بوتو  در حال دست دادن با خانم ایندیرا گاندی ( دختر جواهر لعل نهرو ) دیده میشود . ذوالفقار علی بوتو توسط ژنرال ضیاء الحق در سال ۱۹۷۹ به دار آویخته شد . وی پیشتر ، در سال ۱۹۷۷ ، با کودتا ی نظامی دولت بوتو را ساقط کرده بود . خانم گاندی نیز توسط گروه های تند روی سیک تروز شد .
آیا این کابوس ترور ها پایانی خواهد داشت ؟

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 2:22  توسط آریو برزن  | 

 

بحث های پیرامون جدال لفظی تنی چند از کاربران سایت محبوب بالاترین کار را بدانجا کشانیده است که از گوشه و کنار زمزمه داغ کردن موضوع تعلیق یکی از این کاربران از سوی طرفداران و دوستدارانش به گوش میرسد . در این باره چند نکته گفتنی است :

۱- در دنیایی که منطق فازی حرف اول را میزند و همه و همه از ضرورت پرهیز از  سیاه و سفید نگریستن به پدیده ها  داد سخن میدهند ،اعمال اقدامات تنبیهی یکسان برای کاربری که حضوری فعال و پرتلاش در سایتی کاربر محور داشته است اما در یک لحظه بحرانی عنان از کف داده و رفتار نابخردانه ای را از خود بروز داده است ، با کاربرانی که تنها نقشی تخریبی داشته و با چندین و چند آیدی به لینکهای خود رای میدادند - این اتفاق سابقن بسیار رخ میداد - کمی غیر منطقی مینماید ( اصل تناسب جرم و مجازات )

۲- مطابق رویه پذیرفته ی علم حقوق برای مجرم ( کسی که خطوط قرمز جامعه را به زیر پا نهاده ) دو تنبیه مفروض است :
آ - تنبیه خصوصی ؛ برای حقوقی که از افراد حقیقی یا حقوقی خاص تضییع کرده است .
ب- تنبیه عمومی ؛ برای حقوقی که از جامعه ای که در آن زیست میکند تضییع کرده است .

در مورد کاربر مورد اشاره در این گفتار نیز چنین قانونی باید که پابرجا باشد . برای باز شدن مجدد آیدی ایشان چاره ای جز رفع و تبرئه در هر دو مورد فوق الذکر نیست .
اگر بالا ترین به هر دلیلی صلاح را در عفو حریم شکتی های کاربر فوق بداند و بر الفاظ رکیک ایراد شده چشم بربندد ، باز هم چاره ای ندارد جز اینکه رضایت شاکیان خصوصی را جلب کند .

۳- در بزه مورد اشاره در این نوشتار اساسن ۳ شاکی خصوصی موجود است ؛ یکی که خود جزو مقصرین عمده ی این بزه است و اساسن نمیتواند مدعی تضییع حقی باشد چرا که بسیاری از آنچه را که کاربر مورد اشاره ما انجام داده است ، او نیز به کار بسته . شاکی خصوصی دوم نیز جناب مهدی خان ، بنیان گذار سایت بالاترین است . ایشان به دلایلی که شرحش طولانی است ، شرایطی متفاوت از شاکی خصوصی سوم دارد چرا که در موضع قدرت است پس لاجرم میتواند به راحتی از حق خود ، بزرگ منشانه ، درگذرد و جوانی و خامی کاربر مزبور را ببخشاید .
 اما این شاکی خصوصی سوم است که تعیین کننده اصلی این ماجراست . اگر او نسبت به توهین های روا داشته به خویش گذشت نماید ، شکایت خصوصی در این  مورد وجود نخواهد داشت و در آن زمان است که مدیران سایت ، میتوانند با نگاه فازی به این مساله آیدی مورد اشاره را ( با عنایت به محبوب ، و کوشا بودن وی ) باز کرده و اقدامات تنبیهی دیگری را در مورد وی ( به عنوان مجازات برای تجاوز به حریم عمومی )به اجرا گذارند .

نکته ای که از نظر ها نباید دور داشت اما آن است ، که  اگر شاکی خصوصی سوم - به هر دلیلی -  حاصر به گذشت در برابر اهانت های انجام شده نباشد،حتا مدبران سایت نیز ، به هیچ وجه  حق ندارند خلاف روال معمول تا امروز رفتار کرده و در قبال چنین جرمی ، مجازاتی متفاوت اعمال کنند . چرا که هیچ چیز به اندازه ی اجرای توام با تبعیض یک قانون نمیتواند آن را از معنا تهی و بی اعتبار نماید و ناگفته پیداست که مدیران فهیم این سایت محبوب ، هرگز چنین چیزی را نمیخواهند .


پی نوشت - از طریق دوست عزیزم فرزاد لینکی را دیدم که میتوان آنرا طرحواره تدوین نظام حقوقی بالاترین دانست . در همانجا گفتم که انجام و اجرایی شدن این مهم را از ضروریات بالاترین میدانم و اگر تا کنون در این باره سخن نگفته ام تنها و تنها به سبب بار اضافی است که میدانم این کار بر دوش مدیران خواهد  گذاشت . حال که این پیشنهاد از جانب یکی از بالایار های سابق طرح شده است - با فرض ارتباط و هماهنگی ایشان با مدیران - آن را به فال نیک گرفته ، حمایت جدی خود را از حضور بالاداور ها برای برقراری بیشتر و بهتر نظم و اعمال قانون در این سایت محبوب اعلام میدارم .آرزویم اینست که این طرح به ارتقای سطح فرهنگی بالاترین یاری رساند . به امید روزی که بالاترین از همه ی جهات بالاترین باشد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 6:19  توسط آریو برزن  | 

 

حتمن تا بحال برای شما هم پیش اومده که از یه چیزی حرصتون بگیره اما در برابرش هیچ کاری هم از دستتون بر نیاد .حالا حکایت ما ف.ی.ل.ت.ر زدگان ( بر وزن طاعون زدگان ) درون وطنی ه و این S اضافی که باید بعد از اون http  کذایی اضافه کنیم برای دیدن بالاترین ! شما خوشبخت* های خارج نشین نمیدونین چه زوری داره کلیک کردن روی لینکایی که کامنت گذاشتین و ما باید برای دیدن اونها ( بعد از دیدن پیام سرشار از عشق و محبت شرکت مخابرات ) بریم توی آدرس بار کلیک کنیم و مکان نما رو بذاریم درست بعد ازp و زبون کی برد رو تغییر بدیم و یه S لعنتی اونجا تایپ کنیم ودوباره اینترو دوباره تغییر زبون کی برد .... و این کار رو احتمالن روزی ۲۰ بار باید انجام بدیم ! ای لعنت بر تو ای f**king  S  !


* خوشبخت که میگم منظورم اینه که :
۱- برای دیدن نیمی از سایتهای اینتر نتی نیازمند گشتن توی اون یکی نیمه ی اینترنت به دنبال آنتی ف.ی.ل.ت.ر نیستین
۲- برای دیدن لینکهای ویدیویی نیازمند صبر ایوب و عمر نوح نیستید .
۳- از همه مهم تر برای دیدن بالاترین نیازمند اون
f**king  S  نیستید.
پس لطفن واسه من فلسفه نبافین که اینجا هم مشکلات خاص خودشو داره که باهرکسی که این ادعا رو بکنه خاضرم مناظره کنم !!! ( توجه داشته باشید که من الان به شدت شاکی ام از دست این f**king  S
)

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 7:43  توسط آریو برزن  | 

 

 بچه که بودم همیشه آرزو داشتم یه تلسکوپ داشتم تا باهاش به آسمون نگاه میکردم . از همون بچگی هام هیچی به اندازه ی دیدن ستاره ها در شب بهم آرامش نمیداد . بزرگتر که شدم این عادت زل زدن به آسمون و ستاره ها برام معنا های تازه ای هم گرفت .

اسپایرل گلکسی ام-74 ( عکس از هابل )

من همیشه معتقد بوده ام ، این حقیقت که ما یک موجود ضعیفی هستیم - از بین میلیارد ها موجود زنده دیگه -  ،که تنها و تنها در یک دوره 60-70 ساله ، روی کره کوچکی - از بین میلیارد ها میلیارد کره دیگه - ، که هزاران  میلیارد سال قبل از ما بوده و احتمالن به همین اندازه -و یا بیشتر - هم  بعد از ما هم خواهد بود زندگی میکنیم ، به اندازه کافی مستدل و مستحکم هست که به هر کسی که ادعا کنه، انسان مرکز و اساس و فلسفه وجودی کائنات ه لبخند بزنم  و در دل براش آرزوی آگاهی کنم . من جدن معتقدم این ادعا که من ِ انسان با اینهمه ضعف و کاستی ، علت العلل آفرینش کیهان و هستی و به اصطلاح گل سر سبد آفریدگان  هستم ، بیش و پیش از هر چیز دیگری ، توهینی است آشکار به قدرت مرموزی که در پس پشت اسرار نا گفته ی کیهان آرام گرفته و داره کار خودش رو میکنه و احتمالن به توهمات خام دستانه انسانی ، نیم نگاهی داره . البته انسان هم بیکار ننشسته و به قول حافظ *  اگرچه به حقیقت دسترسی نداشته اما تا تونسته ره افسانه زده .

پی نوشت : آرزو میکتم خدا سلامتی بده  اون کسی رو  که سایت تلسکوپ فضایی هابل رو راه اندازی کرد تا من دست کم بتونم از این طریق یه گوشه ای از آرزو هایی دست نایافته دوران بچگی ام رو برآورده کنم .


* جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه ... چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 11:6  توسط آریو برزن  | 

 

اگر با نرم افزار گوگل ارث کار کرده باشید ، حتمن تا به حال متوجه شده اید که این نرم افزار بسیار جذاب برای جزایر سه گانه ایرانی خلیج فارس عنوان " اشغالی توسط ایران" رو به کار میبره . در نگاه اول و با دیدی منفی و هیجان زده ،  میشه فوری نتیجه گرفت که بـــــعله ! یکی دیگه به صف طویل فریب خوردگان و گمراهان و طبیعتن و به طریق اولا دشمنان ما اضافه شد.
اما آیا واقعن اینطوره ؟ آیا گوگل ارث هم بر سر قضیه دعوای حقوقی ایران و امارات بر سر این جزیره ها با این کارش طرف اماراتی رو گرفته ؟ من گمان نمیکنم . اما چرا ؟  


گوگل ارث برای اشاره به جزایر سه گانه ایرانی خلیج فارس عنوان تحت اشغال ایران را ذکر میکند

اساسن در متون رسمی حقوق بین الملل عبارت " ... Occupied by " ( = تحت اشغال ِ ... ) برای هر حوزه ی جغرافیایی که مدعی دیگری به جز کشور ی که حاکمیت کنونی آنرا در اختیار دارد داشته باشد به کار میرود .در مورد جزایر مورد بحث نیز ، این جزایر اگر چه تحت حاکمیت ایران است ( و ما بر اساس شواهد تاریخی موثق معتقدیم این حاکمیت ، بر حق است ) اما این حقیقت را نیز نمیتوان انکار کرد که به هر حال آنها مدعی دیگری نیز دارد. آیا نفس وجود این مدعی را میتوانیم منکر شویم ؟! آیا انکار آن کمکی به حل این قضیه خواهد کرد ؟
به این شرایط بیافزایید دوستی عمیق امارات با آمریکا  و دنیا به عنوان میزبانی خوب برای سرمایه گذاری های آنها ) و دشمنی ما را با آمریکا و بسیاری از همان سرمایه گذاران ( ناگفته پیداست که دوستان ما از قبیل سودان و بورکینافاسو و کره شمالی و کوبا و سوریه سرمایه ای و صنعتی ندارند که آنرا در دوبی و ابوظبی بگذارند یا برای آن در شارجه و راس الخیمه بازار یابی کنند اما دشمنان ما .... بگذریم ! ) .
 همچنین  اضافه کنید به اینها سرمایه گذاری کلان عرب ها به طور اعم و اماراتی ها به طور اخص در این زمینه را  از قبیل چاپ نقشه های بسیار با کیفیت و با بهای اندک که تنها با هدف ترویج این مسائل عرضه میشوند ( در همین راستاست سرمایه گذاری های کلان برای ساخت برنامه های علمی با جهت دهی سیاسی خاص به نفع طرف اماراتی  ) . به تمام اینها که گفتم افزون نمایید حمایتهای علنی و مستمر  دو نهاد بین المللی ( منطقه ای ) با اعضایی ثروتمند را ( اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس ) از موضع اماراتی ها در تمامی بیانیه های رسمی  . حالا با تمام این اوصاف ، آیا هنوز توقع دارید  شرکت گوگل انعکاس همه ی این وقایع را حتا بدین شکل نیز منعکس نکند ؟ فراموش نکنیم که گوگل هم شرکتی آمریکایی است .بیایید منصف باشیم ... اگر ما بودیم ،عملکردی بسان گوگل میداشتیم ؟ من که گمان نمیکنم !


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 13:45  توسط آریو برزن  |